برچسب: دینگ,
نویسنده: مانی امیری
دیشب موهای خاله و مامان رو رنگ کردم! خودم رفتم آرایشگاه و امشب و فردا شب مراسم باید بریم! از الان عزا گرفتم که دو روز جعبه لایتنرم رو نگاه نکردم و شبم نمی تونم درس بخونم و امروز صبحم که سر درد داشتم هیچ حرکتی برای خودم نکردم! یعنی مامان و خاله انقدر گفتن چی بخریم چی بپوشیم چه مدلی برقصیم! چه کار کنیم خل شدم رفت!
یه کفش گرفتمممممم فقط باید پات کنی و بشینی! یعنی لعبتی هست برا خودش!تکنیک خوبیه والا.
برچسب: باری,
نویسنده: مانی امیری
دیشب مراسم خودمونی بود و امشب جشن تو هتل برگزار میشه!
بزن و برقص داشتیم تا 2 صبح! 8 صبح که اومدم سرکار شکل ادم خواب و سرپا بودم ظهر از سر درد داشتم میمردم اما خب یه اسپرسوووو با 3 تا لیوان چای پررنگ معجزه کرده و تا الان زنده ام! 7 میرم خونه و 8 باید هتل باشم تا حداقل به شام برسم.
به نظرتون یه هایپی چیزی بخورم! ؟؟ فردا هم داداشه اسباب کشی داره باید برم کمک!
تو این هیر و ویر! شیک و مجلسی و صد البته
برچسب:
نویسنده: مانی امیری