خرید بک لینک
وقتی به ماامانم میگم من نماز رو میخونم چون برام ارامش میاره میخنده!! انقدر تو زندگی من دخالت کرده که دارم میترکم! مثل دیروز...من اصلا راضی نبودم نرگس بهم متلک بندازه که خسیس شدم و چرا برای عروسی اونا لباس نو نمیخرم! مامانم بیوفته دنبالش و تاییدش کن و تکرار مکررات و منو به زور داداش بردن خرید! 200 تومن ناقابل از پس از اندازم رو خرج کردم. حوصله توضیح دادن ندارم...اما برای منی که تو سال آینده که قرار

برچسب: دینگ, نویسنده: مانی امیری تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 12:22

دیشب موهای خاله و مامان رو رنگ کردم! خودم رفتم آرایشگاه و امشب و فردا شب مراسم باید بریم! از الان عزا گرفتم که دو روز جعبه لایتنرم رو نگاه نکردم و شبم نمی تونم درس بخونم و امروز صبحم که سر درد داشتم هیچ حرکتی برای خودم نکردم! یعنی مامان و خاله انقدر گفتن چی بخریم چی بپوشیم چه مدلی برقصیم! چه کار کنیم خل شدم رفت! یه کفش گرفتمممممم فقط باید پات کنی و بشینی! یعنی لعبتی هست برا خودش!تکنیک خوبیه والا.

برچسب: باری, نویسنده: مانی امیری تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 12:22

دیشب مراسم خودمونی بود و امشب جشن تو هتل برگزار میشه! بزن و برقص داشتیم تا 2 صبح! 8 صبح که اومدم سرکار شکل ادم خواب و سرپا بودم ظهر از سر درد داشتم میمردم اما خب یه اسپرسوووو با 3 تا لیوان چای پررنگ معجزه کرده و تا الان زنده ام! 7 میرم خونه و 8 باید هتل باشم تا حداقل به شام برسم. به نظرتون یه هایپی چیزی بخورم! ؟؟ فردا هم داداشه اسباب کشی داره باید برم کمک! تو این هیر و ویر! شیک و مجلسی و صد البته

برچسب: نویسنده: مانی امیری تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 12:22

صفحه بندی